و قاصدک نرفت به سمتی که فوت شد
در گویشِ گیلکی، کلامی داریم که کتابی ست چندین و چند جلدی، کلمهای که من آن را مترادفِ درد میدانم: «تاسیان».
به غربتِ ناشی از دیدن جای خالیِ کسی که بودنش واجب است و لازم گویند،
به حال درکِ جای خالیِ سفر کرده،
به دلتنگی،
به وقتی دست و دلت به هیچ کار، حتی نفس کشیدن نمی رود،
به نفس بُریدگی ...
برای تو می نویسم که گم شده ای،
"تاسیان."
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۸/۰۹/۰۷ ساعت 21:29 توسط lord potter
|
من دلم می خواهد.......