لبوی بیچاره
ـ نه
- اون چی بود تو وبلاگ گذاشته بودی ؟
- کدومو میگین ؟
-لوس نکن خودتو میدونی؟ همونی که گفته بودی استادی = فیل به ما توهین کردی یعنی ما این همه درس بخونیم که بیفتیم؟
-خوب بر عکسه شم میشه خر نزنید تا نیفتین ؟
همه با هم میگن: ما خرخونیم یا اون ف.د ؟
- همتون به من چه وسط شما ها افتادم .
لرد پاتر: من که اصلا خر نمیزنم برایه این که باهوشم
-آره دیدم سر امتحان دینی ۳ دور خوندی
- من؟
- آره تو
لرد پاتر میزنه زیر گریه و میره
قاتینگا پاتینگا : پس کی بود پارسال امتحان میان ترمه ریاضی رو که همه گند زدند ۲۰ شد
- دروغ نمیگم من بودم افتخار هم میکنم
بوت : پس چرا الان ۲۰ نمیشی؟
-تو ۲۰ میشی کافیه !
بوت هم میره
قاتینگا پاتینگا هم پشت سرش میره
پشمک میگه لبو بیا در باره کلوزه حرف بزنیم(اینو باش با لبو دعوا میکنه بعد میخواد باهاش حرف بزنه)
نویسنده: این داستان واقعیت نداشت امکان افتادنش هم نبود ولی الان که این انشا رو نوشتم امکان اتفاق افتادنش دو برابر شد پس دعا کنید واسه من اتفاقی نیفته!!!
+توسط لبو
من دلم می خواهد.......